غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 59

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

كتاب قواعد علّامه حلّى را نزد محقق كركى بياموزد . « 1 » اين روابط سنجيده مىتوانست از طريق پيوند دو فرهنگ شيعي داخل وخارج إيران وقرابت عقل ونقل در تبيين أصول وفروع مذهب شيعه ، ثمرات باارزشى را پديد آورد ، چنانكه اين پيوند وثمرات حاصل آن ، يك نسل بعد ، در وجود ديگر مفاخر شيعه همچون شيخ بهائى وميرداماد تبلور يافت . امّا افسوس كه تنها مدتي بر اين منوال گذشت وسرانجام مفسدان سخن‌چينى كردند وما بين اين دو بزرگوار را به هم زدند . « 2 » ودر نزد شيخ سعايت وى كردند كه به مذهب فلاسفه رغبت تام دارد ومقيد به احكام وعبادات شرعي نيست . قاضى نور اللّه شوشترى دراين‌مورد مىگويد : حكاياتى كه در باب عدم تقيد حضرت مير به احكام شرع أقدس مذكور مىشد ، وسيلهء نقار خاطر شريف جناب شيخ بزرگوار شد وبعضي از مفسدان در مقام افساد درآمده ، مباني نزاع استحكام تمام يافت . « 3 » سرانجام اين اختلاف در يك مورد با پيدا شدن بهانه‌اى بروز تام يافت . يكى از فرمانهايى كه محقق كركى به سراسر مملكت ابلاغ كرد ، تغيير قبلهء مساجد ومحرابها از جنوب غربى به جنوب بود . البتة مسألهء تعيين قبله امرى است كاملا موضوعي وكارشناسانه وبه‌طور مستقيم ربطى به شناخت احكام شرعيه كه تخصص محقق كركى بود ، نداشت ، ازطرف ديگر ، مساجد قديمى إيران كه توسط معماران متخصص بنا شده بود همه مبتنى بر مباني علمي ورياضى ونجومى بوده كه فرمان فوق مستلزم خرابى بسيارى از آنها مىگشت . روزى در مجلس شاه بحث تغيير قبله مطرح شد ، غياث الدّين كه خود در منصب صدارت ديني بود وخود را مسؤول مىدانست گفت : تغيير مساجد بر وجه صحت ، بىرسم دائره هندسي ودانستن بعضي از مسائل هيئت وهندسه صورت نبندد وشيخ را بر آن اطلاعى نيست . شيخ عصبانى شد وكار اختلاف بالا گرفت . در مجلسي ديگر ، شيخ متعرض نظر غياث الدّين شد واين آية را تلاوت كرد : سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها . « 4 »

--> ( 1 ) . فارسنامه ناصري ، فسائى ، 1 / 390 ، حوادث سال 938 . ( 2 ) . همان . ونيز فوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ، عباس قمى ، 668 . ( 3 ) . مجالس المؤمنين ، 2 / 231 . ( 4 ) . بقره : آية 142 ( به زودى مردمان بىخرد خواهند گفت كه چه چيز آنها را از قبله‌اى كه بر آن بودند برگردانيد ) .